روزی هزاربار به خودم فحش می‌دم که کامپیوتر خوندم و پام رو گذاشتم تو مسیر تک! هزار و یک بار بخاطر اینکه مسیر آکادمیک رو انتخاب کردم و تهش هم روانم رو از دست دادم، هم انگیزه‌ام رو! مثلا می‌رفتم یه رشته‌ای می‌خوندم که اصلا سال به سال سمت سیستم و اینترنت نری! همش با کتاب درگیر باشی. 

واقعا نمی‌دونم دیگه به کی لعنت بفرستم بابت این جریانا و نهایتا خودم که از بچگی عاشق کامپیوتر بودم! 

الان واقعا حال گنگ و گیجی دارم! تا دوماه پیش هر چقدرم که اون زمان می‌گفتم اوه چه وضع درس خوندنه و چرا اینطوریه؟ حداقا ۶ ساعت می‌تونستم عین آدمی‌زاد درس بخونم، الان هر نیم ساعت یه بار خسته می‌شم و اون نیم ساعت رو هم نمی‌دونم چی خوندم!

عاقبت کنکور معلوم نیست، یکی می‌گه تعویق می‌خوره، یکی می‌گه نمی‌خوره! از شانس گند و بخت بدم متنفرم! یعنی یه کاری نشد من تو زندگیم بخوام انجام بدم و همه‌چی بر علیه من نباشه! اون از زمان کنکور کارشناسیم که خوردیم به نظام جدید و کرونا، اون از وضع دانشگاه که بخاطر اداهای دانشگاه هزار سال طول کشید تا ما درس رو تموم کنیم و فاجعه‌ترین وضع دانشگاه بود، اینم از وضع ارشد دادنم!