هدیه به زمین
18 فروردین · · خواندن 2 دقیقه وقتی تو استارتاپ بودم، یه رسم بامزه داشتن که برای تولد هر کسی یه درخت سفارش میدادن تو سایت روستاگل(یه پروژهی بامزهی ادایی بود برای احیای زمین و ..). ۱۴۰۱ برای تولد یکسالگی دختر/پسر عموم منم سفارش دادم و سندش وقتی به دستم رسید واسه زنعموم فرستادم و خیلی دوستداشتن و خوششون اومد :) چند روز دیگه بچهی دخترعمم به دنیا میاد و دوست داشتم برای این بچه هم همین حرکت رو بزنم ولی سایت رو نگاه کردم دیدم عاااا قیمتا رو =)))) اما خب بخوای منطقی فکر کنی معقوله! اما خب نمیدونم :دی
جنس محبت کردن من این مدلیه! خوبی و محبت رو دوست دارم بی قید و شرط، تا جایی که از دستم بر میاد انجام بدم، خیلی وقتا هم شده که اون مرز رو رد کردم و یهویی یه اخطار اومده سمتم که عاعا، مواظب باش! و خب بعدش پشیمون شدم و حس بد گرفتم :)
راستش تو فامیل ما برای هر حرکتی باید کلی فکر کنی، کلی! چون همه با سیاست و کلی ادا اصول یه کاری رو انجام میدن و من آدمش نیستم راستش :) واقعا همین ادا باعث میشه من خودم نباشم و عذاب بکشم. نمیدونم!
همین چیزا باعث شد من از آدمایی که دوست بچگیم بودن و همبازی بودیم دور شم و خیلی دور! دخترعمم که هممدرسه بودیم و خیلی وقتا تو راه مدرسه برنامه میریختیم که وقتی رسیدیم خونهی مادربزرگ، زنگ بزنیم به مامان بابای من و چه مدلی راضیشون کنیم تا بریم خونهی عمه :))) و کلی کارای دیگه! الان با همین دخترعمم ۱۰ دقیقه نمیتونیم تو اتاق بشینیم و باهم حرف بزنیم! باهم مشکلی نداریما ولی خیلی دوریم از هم خیلی دور ...
اما خب واسه این بچه نمیدونم؛ شاید این حرکت رو زدم :دی. چون یحتمل برای قدم نو مبارکی نمیرسم برم و به احتمال زیاد حوصلهاش رو هم ندارم. با تکست و همین هدیه، سعی میکنم جبران کنم!