دلم برای هوای تمیز و پاک و سرد اول صبح تنگ شده، وقتی که شهر تو سکوته و خیابونا خلوت و من با یه چشم باز دارم قدم برمی‌دارم و بعد مدتی قدمام رو تند می‌کنم و تو ذهنم هی هدف میذارم و هی آپدیت می‌کنم. وقتی که تو راه خونه‌ام و پر از انرژیم و دلم می‌خواد تمام جهان رو فتح کنم :))))))) دلم برای تک تک این‌ لحظات تنگ شده و هی می‌خوام برم و تنبلی می‌کنم! ورزش همیشه برای من نجات دهنده بوده و مدت‌هاست که من بهم ریختم و می‌دونم با همین پیاده‌روی اول صبح یکم حالم بهتر می‌شه ولی خب هی تنبلی و سستی!

آیا فردا صبح به پیاده‌روی خواهم رفت؟ با ما همراه باشید.