شنیدن یه سری جملات و دیدن یه سری کارها از خانواده اشکم رو درمیاره، نه به معنای بدش بلکه از جهت خوبش :) من سال‌ها دارم این حرف رو می‌زنم و همیشه باهاش مخالف بودن ولی الان دارم حرفی رو می‌شنوم که خیلی برام عجیبه :)))))) این اتفاق رو دوباره سر سفره تجربه کردم و خیلی عجیب بود، حتی دو بار اون جمله رو تکرار کردم و از بابام تایید خواستم که اشتباه متوجه نشده باشم :))) چشمام پر اشک شد واقعا! 
عمر و روانم رفت تا به اینجا برسم! امیدوارم تهش نور باشه.