دیشب خواب دیدم سرکلاس درسیم بعد استاد که رفت بیرون، اومد‌ بهم یه کاغذ کوچیک داد که روش جمله‌ی قشنگ نوشته شده بود و من وقتی خوندمش خندیدم :)))) بعد هم‌زمان نگران این بودم که کسی از بچه‌ها نبینن که کاغذ داد بهم و بعدش یه چیز محوی یادمه که جکوز بودیم و داشتیم چایی می‌خوردیم 🫠 واقعا بامزه بود که لوکیشن خوابمم شریفه🫠