قلب شکسته
7 فروردین · · داشتم فکر میکردم پول بدم کانفیگ بخرم و دسترسی داشته باشم به اینترنت یا اینکه اکانت چت بات ایرانی بگیرم! جوان ایرانی تو چه دو راهیهای چرتی گیر میکنه!
7 فروردین · · داشتم فکر میکردم پول بدم کانفیگ بخرم و دسترسی داشته باشم به اینترنت یا اینکه اکانت چت بات ایرانی بگیرم! جوان ایرانی تو چه دو راهیهای چرتی گیر میکنه!
7 فروردین · · حداقل eşref هر هفته، دریای خون راه میندازه و روحم جلا پیدا میکنه🧘🏻♀️siz hepiniz Eşref TEK🤘🏻
7 فروردین · ·
دلم میخواد گوشی رو بکوبم تو دیوار. کاش بتونم کامل خاموشش کنم، همون ماجراهای همیشگی! اینسری اینقدر بهمم ریخته و کلافم که حد نداره.
6 فروردین · · امسال اینقدر عیدیا زیاد بود که اطلاع هم نمیدادن، یهو به خودت میای میبینی چند تا پیام واریزی داری💅🏻
کی ناراضیه؟ دشمن!
6 فروردین · · جدی جدی داره یادم میره که زندگی نیمه عادی پارسال دقیقا همین موقعها چطوری بود :"" دلم اینترنت میخواد. واقعا خستهام از این بی اینترنتی. بابا حداقل وایت لیست کنین. دلم gpt میخواد🥲
5 فروردین · · بابام اینا رفتن عیددیدنی، زنگ زده بهم میگه ۲۰ دقیقهی دیگه زنگ بزن، بگو واسهمون مهمون اومده، تا ما بتونیم زودتر پاشیم بیایم خونه =))))))))
5 فروردین · · دلم برای هوای تمیز و پاک و سرد اول صبح تنگ شده، وقتی که شهر تو سکوته و خیابونا خلوت و من با یه چشم باز دارم قدم برمیدارم و بعد مدتی قدمام رو تند میکنم و تو ذهنم هی هدف میذارم و هی آپدیت میکنم. وقتی که تو راه خونهام و پر از انرژیم و دلم میخواد تمام جهان رو فتح کنم :))))))) دلم برای تک تک این لحظات تنگ شده و هی میخوام برم و تنبلی میکنم! ورزش همیشه برای من نجات دهنده بوده و مدتهاست که من بهم ریختم و میدونم با همین پیادهروی اول صبح یکم حالم بهتر میشه ولی خب هی تنبلی و سستی!
آیا فردا صبح به پیادهروی خواهم رفت؟ با ما همراه باشید.
5 فروردین · · و من همچنان ذوق میکنم وقتی میبینم آدما از پارت درس خوندنشون عکس میذارن و محتوا تولید میکنن :))) تو این مورد دلم برای پینترست خیلی تنگ شده!
5 فروردین · · این روزا ابرا بدجوری تو آسمون دارن دلبری میکنن :)))
5 فروردین · · "سرانجام بلایی به سر کسی آمده که همیشه فکر میکرد میداند چگونه از بلا برهد-و درست به همین دلیل بلا بر سرش آمد.
درک یک پایان | جولین بارنز
5 فروردین · · واقعا جالبه که تا الان نتونستم نحوهی اضافه کردن عکس به پست ها رو پیدا کنم!
5 فروردین · · یه بار که تو جمع جوونها بودم و با تب و تاب داشتن درمورد عشق حرف میزدن، برگشتم و گفتم؛ عشق واقعی وجود نداره و اگرم باشه، یک در میلیونه، عشقی که تو جامعه میبینین تعریف دقیق عشق نیست! وقتی وارد جامعه بشین، یه چیزایی میبینین که به تمام باور و اعتقاداتی که داشتین شک میکنین و گاها از همین واژهی عشق هم فرار میکنین.
یکی ازم پرسید، حتما تو عاشق و شکست خوردی که اینطوری داری میگی! وگرنه عشق وجود داره.. خیلیم زیاد!
جواب این سوال اینه که من فکر نکنم بتونم عشق رو تجربه کنم، چون خیلی تو ذهنم یه سری مسائل زیاد تحلیل میشن و یه حالت دیگهای به خودشون میگیرن و پای منطق میاد وسط!
چیزی که من بخوام تمام و کمال چشمم رو به همهی شرایط طرف ببندم و بگم آره بخاطر عشق هرکاری میکنم، نه اینطوری نیستم! اما اینکه مثلا کنارش باشم و یه مشکلی پیش بیاد، کنارش هستم. اما خب...
نمیدونم شایدم عشق خیلی زیاد وجود داره و من خیلی بدبینم که نمیبینم! عشق برام تو خرید آیفون و باکس هدیه و کادوی ولنتاین خلاصه نمیشه، حتی خرید گل! یه چیز واقعا معنویه که قیمتی نداره... آیا پیدا میشه؟ بله؛ اما به سختی و خیلی کم!
5 فروردین · · تفریحم این روزا چک کردن ایران کتاب و اسکای بوکه، هی سبد خرید رو پر میکنم، هی جایگزین میکنم! آخرشم میرم کل پولام رو کتاب میخرم تا آروم بگیرم.
5 فروردین · · ویندوز لپ تاپم به آپدیت نیاز داره و چون اینترنت نداریم امکانش نیست و این بچه بخاطر همین هر روز یه باگ جدید پیدا میکنه :"""
5 فروردین · · دیروز یکی ازم پرسیده بود به نظرت معنای زندگی چیه؟ همیشه از این سوالا فرار میکنم، چون خیلی فلسفین و غیرقطعی و من جوابی براشون ندارم و نمیدونم! این همه کتاب خوندم و میخوام بخونم تا به این برسم که از چندین سال پیش تا الان انسان با چه چیزایی سروکله میزده؟ کدوم احساس اذیتش میکرده، تو موقعیتهای مختلف چه افکاری تو ذهنش بوده؟ تنها نتیجه ی قطعی که گرفتم این بوده که گرهها و مشکلات انسان از ابتدا یه چیز بوده ولی در زمانهای مختلف و جغرافیای گوناگون رنگ و شکلش تغییر کرده! انسان سعی کرده اون گره رو باز کنه و هیچ وقت زورش نرسیده بهش!
در ادامهی مکالمه حرفایی که زدیم، مثال ها و مشکلاتی که گفتیم و من همزمان داشتم به این فکر میکردم که خب پس الان راه حل چیه؟ تو یه کوچهی بنبست مین گذاری شده، گیر افتادیم و راهحلی برای نجات نداریم...
و هزاران فکر دیگه، که هی تو ذهنم مرور میشه و من اینطوریم که این چه زندگیه که داریم؟ اصلا چرا باید چنین چیزهایی رو تجربه کنیم؟ و خب هیچ جوابی براش پیدا نمیکنی!
میشینی هی فکر میکنی، چیزایی که میبینی با عقلت جور درنمیاد، بعد بازم بر میگردی عقب و میگی، چرا باید انسان به همچین چیزی فکر کنه و بعدا بیاد عملی کنه...
خلاصه کنم که قوانین دنیا و جهان خیلی عجیبه! بسیار پیچیدهتر از اون چیزی که آدم فکر میکنه شاید بتونه تو کتابا دنبال جواب سوالاش بگرده، حتی به این اعتقاد داشته باشه حداقل یه چارچوب ذهنی برای خودم بسازم که بعدا بتونم یه نظر بدم نسبت به موقعیت ولی تو همون موقعیت هم میبینی که اصلا نظر تو به درد نمیخوره و کلا تو یه مسیر دیگه اون اتفاق رخ داده!
4 فروردین · · خب من الان دلم میخواد تو در مسافت بارانی رو گوش بدم آقای چاوشی ولی نمیتونم! کی پاسخگوعه؟
2 فروردین · · دو دقیقه اخبار رو میخونی چنان لرزهای به جونت میوفته که هزاربار برای زنده بودنت پشیمونی! واقعا برای این خبر استرس دارم...
امروز بعد مدتها تونستم ۴۰ مین تمرکز کنم و درس بخونم، اگه تا آخر روز همینطوری جلو بره راضیم. دلیلش هم باز نکردن پیامرسانها بود از اول روز :)
1 فروردین · · بلاگفا رو آپدیت کردم و از اینکه هیچ کسی نبود دلم گرفت :(
29 اسفند · · سال نو مبارک :)
29 اسفند · · دلم برای یوتیوب تنگ شده :""" برای خودکست، برای تیوسی، برای کومان... اون روز تلگرامم وصل بود، دلم میخواست به بچههای خودکست پیام بدم و بگم که چقدر دلم براتون تنگ شده حتییی سپهر =)))) ولی خب آیدی شون یادم نبود..
هعی!